-« ایــوان تمـاشـا »-
هو الحی
دید که در عالم رویـا پا به پای خداوند روی ماسه ها کنار ساحل دریا قدم می زند،
و در همان حال، در آسمان بالای سرش، خاطرات دوران زندگی اش به صورت فیلمی در حال نمایش است.
یکی متعلق به او
و دیگری متعلق به خدا
پروردگارا.... تو فرموده بودی که اگر کسی به تو روی آورد و تو را دوست بدارد، در تمام مسیر زندگی کنارش خواهی بود و او را محافظت خواهی کرد.
پس چرا در مشکل ترین لحظات زندگی ام فقط جای پای یک نفر وجود دارد؟
چرا مرا در لحظاتی که به تو سخت نیاز داشتم، تنها گذاشتی؟
زمان هایی که در رنج و سختی بودی، من تو را روی دستانم بلند کرده بودم تا به سلامت از موانع و مشکلات عبور کنی!!!

تو آنچنانی که من دوست دارم...
پس مرا آنچنان کن که خود دوست داری
| Design By : Night Skin |









