-« ایــوان تمـاشـا »-
هو الحی باد بهاری وزید، از طرف مرغزار *************************************************** دوستای خوبم سلام این روزا بدجوری حال و هوای عید رو حس می کنم. بالاخره همونی که محول الحول و الاحوال یه نیم نگاهی هم به حال من انداخت و یکم تغییرش داد. هیچ وقت فکر نمی کردم یه مسافرت ۲ روزه بتونه این قدر آدم رو متحول کنه! ولی واقعا دیدن مناظری مثل کوه هایی که گاهی کمابیش پوشیده از برف بودن و از کنارشون جویبار های کوچیک سرازیر و گاهی هم پوشیده از درختای سرسبز که کمابیش با شکوفه های سفید و زرد و قرمز تزیین شده بودند، دریا با اون موج های قشنگش، جنگل با اون هوای لطیفش و ستاره های خوشگل آسمون تمیزش حال آدم رو دگرگون می کنه... جای همه تون خالی بود. تو این مدت هم از دوستای خوبم که همراهم بودن و تنهام نذاشتن خیلی خیلی متشکرم مخصوصا دوست جونم گلخند جون... که دیروز هم تولدش بود گلی جونم تولدت مبارک خلاصه اینکه بهار داره مياد ... خدا كنه دل همه بهاري بشه. پیشاپیش عیدتون مبارک!!!
باز به گردون رسید، نالهی هر مرغزار
سرو شد افراخته، کار چمن ساخته
نعره زنان فاخته، بر سر بید و چنار
گل به چمن در برست، ماه مگر یا خورست
سرو به رقص اندرست، بر طرف جویبار
شاخ که با میوههاست، سنگ به پا میخورد
بید مگر فارغست، از ستم نابکار
شیوهی نرگس ببین، نزد بنفشه نشین
سوسن رعنا گزین، زرد شقایق ببار
خیز و غنیمت شمار، جنبش باد ربیع
نالهی موزون مرغ، بوی خوش لالهزار
هر گل و برگی که هست، یاد خدا میکند
بلبل و قمری چه خواند، یاد خداوندگار
برگ درختان سبز، پیش خداوند هوش
هر ورقی دفتریست، معرفت کردگار
وقت بهارست خیز، تا به تماشا رویم
تکیه بر ایام نیست، تا دگر آید بهار
بلبل دستان بخوان، مرغ خوش الحان بدان
طوطی شکرفشان، نقل به مجلس بیار
بر طرف کوه و دشت، روز طوافست و گشت
وقت بهاران گذشت، گفتهی سعدی بیار
سعدی

وقتي كه خسته و نا اميد در سكوت درونم فريادت زدم و گفتم:
خواهشم اين است كه منٍ خسته را تنها رها نكني...
كمكم كن
دستم را بگير و از اين كوير نجاتم ده....
شايد اين آخرين پستي بود كه توي اين وبلاگ گذاشته شد.
از كساني كه ازم دلخور شدن خواهش مي كنم منو به بزرگي خودشون ببخشن.
شاد و پيروز مانيد...
| Design By : Night Skin |









