تبليغاتX
-« ایــوان تمـاشـا »-


-« ایــوان تمـاشـا »-

هوالحی

سرشار از سکوتم و

یه دنیا حرف نا گفتنی دارم

همشون همراهِ یه علامت سوال مثل بغض تو گلوم گیر کردن...

نه می تونم به زبون بیارمشون، نه می تونم فراموششون کنم!

درست مثل یه نوار فیلم از ذهنم عبور می کنن و به نمایش در میان،

گاهی خنده رو روی لب هام می نشونن،

و گاهی هم اشکام رو سرازیر می کنن....

و خیلی وقتا منو با هزار تا فکر جور واجور تنهام می ذارن.

 

شما جای من بودین با این حرفای نگفته تون چی کار می کردین؟

what's your answer?

 

پ.ن: این پست رو در جواب دوستی که علت آپدیت نکردنم رو پرسیدن گذاشتم!

 

نوشته شده در شنبه 27 بهمن1386ساعت 22:3 توسط ستاره| |


اگر بپرسی‌:

به‌ چه‌ عشق‌ می‌ورزی‌؟
می‌شنوی‌: زندگی‌!

اگر بپرسی‌:
از چه‌ می‌ترسی‌؟
می‌شنوی‌: زند‌گی‌!

اگر بپرسی‌:
به‌ چه‌ می‌خندی‌؟
می‌شنوی‌: زندگی‌!

زند‌گی‌، دیوانه‌وارترین‌ تجربه‌یی‌ ست‌
که‌ امکانش‌ به‌ ما داده‌ شده‌!
فرصتی‌ برای‌ انسان‌ شُدن
وَ انسان‌ ماندن‌!

مارگوت بيكل


نوشته شده در سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 0:36 توسط ستاره| |


Design By : Night Skin