هوالحی پوشيده چون جان مي روي اندر ميان جان من می نویسم تنها برای تو دستانم تشنه ی دستان توست... شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم... با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت...
سرو خرامان مني اي رونق بستان من
چون مي روي بي من مرو اي جان جان بيتن مرو
وز چشم من بيرون مشو اي مشعله تابان من
هفت آسمان را بردرم وز هفت دريا بگذرم
چون دلبرانه بنگري در جان سرگردان من
تا آمدي اندر برم شد کفر و ايمان چاکرم
اي ديدن تو دين من وي روي تو ايمان من
بي پا و سر کردي مرا بيخواب و خور کردي مرا
در پيش يعقوب اندرآ اي يوسف کنعان من
از لطف تو چون جان شدم وز خويشتن پنهان شدم
اي هست تو پنهان شده در هستي پنهان من
گل جامه در از دست تو وي چشم نرگس مست تو
اي شاخهها آبست تو وي باغ بيپايان من
يک لحظه داغم مي کشي يک دم به باغم مي کشي
پيش چراغم مي کشي تا وا شود چشمان من
اي جان پيش از جانها وي کان پيش از کانها
اي آن بيش از آنها اي آن من اي آن من
چون منزل ما خاک نيست گر تن بريزد باک نيست
انديشهام افلاک نيست اي وصل تو کيوان من
بر ياد روي ماه من باشد فغان و آه من
بر بوي شاهنشاه من هر لحظهاي حيران من
اي جان چو ذره در هوا تا شد ز خورشيدت جدا
بي تو چرا باشد چرا اي اصل چار ارکان من
اي شه صلاح الدين من ره دان من ره بين من
اي فارغ از تمکين من اي برتر از امکان من
مولانا
+ نوشته شده در یکشنبه 4 اسفند1387ساعت 9:7 توسط ستاره |
هو الحی هرشب به آسمان، از راه کوچکی بالا می روم کم نورترین ستاره ام و سال هاست منتظر شاید تو مالکم باشی...
امشب دلم می خواد فریاد بزنم خیـــــــــــــلی دوستت دارم!
+ نوشته شده در یکشنبه 20 بهمن1387ساعت 0:50 توسط ستاره |
هو الحی
دید که در عالم رویـا پا به پای خداوند روی ماسه ها کنار ساحل دریا قدم می زند،
و در همان حال، در آسمان بالای سرش، خاطرات دوران زندگی اش به صورت فیلمی در حال نمایش است.
یکی متعلق به او
و دیگری متعلق به خدا
پروردگارا.... تو فرموده بودی که اگر کسی به تو روی آورد و تو را دوست بدارد، در تمام مسیر زندگی کنارش خواهی بود و او را محافظت خواهی کرد.
پس چرا در مشکل ترین لحظات زندگی ام فقط جای پای یک نفر وجود دارد؟
چرا مرا در لحظاتی که به تو سخت نیاز داشتم، تنها گذاشتی؟
زمان هایی که در رنج و سختی بودی، من تو را روی دستانم بلند کرده بودم تا به سلامت از موانع و مشکلات عبور کنی!!!

تو آنچنانی که من دوست دارم...
پس مرا آنچنان کن که خود دوست داری
+ نوشته شده در شنبه 13 مهر1387ساعت 13:0 توسط ستاره |